در سطح منطقه ای، انقلاب اسلامی موجب تضعیف تدریجی هژمونی ایالات متحده آمریکا و متحدانش شد و زمینه شکلگیری بازیگران مستقل و جریان های مقاومت را فراهم ساخت. جمهوری اسلامی ایران، برخلاف نظم تحمیلی پس از جنگ جهانی دوم، مشروعیت رژیم صهیونیستی را به طور علنی و ساختاری به چالش کشید و مسئله فلسطین را از حاشیه سیاست های رسمی جهان عرب به متن معادلات راهبردی منطقه بازگرداند.
حمایت مستمر ایران از ملت فلسطین، صرفاً یک موضع گیری سیاسی یا ایدئولوژیک نبوده، بلکه بخشی از راهبرد کلان جمهوری اسلامی برای تغییر موازنه قدرت به زیان رژیم صهیونیستی محسوب می شود. پیامد این راهبرد، افزایش هزینه های امنیتی، نظامی و روانی برای اسراییل و ورود این رژیم به چرخه ای از بحران های مزمن مشروعیت و بازدارندگی بوده است.
در برابر فشارهای چندلایه سیاسی، اقتصادی و امنیتی نظام سلطه، جمهوری اسلامی ایران توانسته است با ترکیب قدرت سخت، قدرت نرم و عمق راهبردی منطقهای، الگوی جدیدی از مقاومت فعال را ارائه دهد. این الگو، معادلات کلاسیک امنیت منطقه ای را دچار دگرگونی کرده و نقش ایران را از یک بازیگر واکنشی به کنشگری تعیینکننده ارتقا داده است.
از منظر تحلیلی، انقلاب اسلامی ایران را باید پروژه ای مستمر دانست که آثار آن همچنان در حال بازتولید در عرصه های سیاسی، امنیتی و اجتماعی منطقه است. استمرار این روند، نشان دهنده شکلگیری نظمی جدید در غرب آسیاست که در آن، نقش ایران و محور مقاومت بهعنوان متغیرهای اصلی غیرقابل چشمپوشی تثبیت شده است./
